عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی گفت: اگر ما اصول امام خمینی(ره) را تحلیل کنیم، متوجه می شویم که کجاها اندیشه های امام تحریف شده است. نکته مهم این است که راه مقابله با تحریف اندیشه های امام جهاد تبیین و بازخوانی اندیشه های امام است.

به گزارش آماج خبر به نقل از خبرگزاری حوزه، برای این که بتوان در روند رو به رشد یک انقلاب و نظام الهی اخلال ایجاد کرد، نخستین گام ها، تلاش برای نابودی رهبران و در صورت ناامیدی تحریم آنهاست. کاری که از ابتدای تقابل جریان حق با باطل در زمان پیامبران الهی و ائمه اطهار علیهم السلام در تاریخ ثبت شده است. پس از ناتوانی دشمن در راه حل های گفته شده، دشمنان که دیگر قدرتی برایشان نمانده است، تلاش می کنند با ایجاد انحراف، مسیر توسعه و تعالی نظامات دینی را با مخاطراتی روبرو سازند. امروز هم که انقلابی برخاسته از تعالیم ناب اسلامی در ایران شکل گرفته و ملجأ و پناه مستضعفان و آزادی خواهان جهان به وجود آمده است، جنود شیطان به سنت سلف منحوس خود، پس از شکست های فراوان، در مسیر ایجاد انحراف در افکار و اندیشه های بنیانگذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) گام گذاشته اند.

 

در آستانه سالروز رحلت جانگذار امام مستضعفان، برای بررسی ابعاد مختلف این حرکت جبهه شیطانی، گفت و گویی با حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی لیالی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی انجام دادیم که خدمت خوانندگان خبرگزاری حوزه تقدیم می شود.

 

سؤال: یکی از دغدغه های همیشگی و تأکیدات اخیر مقام معظم رهبری، جهاد تبیین است، اهمیت این مسئله را در تقابل با جبهه تحریف اندیشه های امام خمینی(ره) چطور می بینید؟

 

جهاد تبیین، مطالبه جدی مقام معظم رهبری از همه ماست؛ یکی از بخش ها در عرصه جهاد تبیین بازخوانی اندیشه های معماران انقلاب اسلامی و رهبران انقلاب اسلامی است و در صدر معماری و رهبری انقلاب، امام خمینی(ره) و اندیشه های ایشان وجود دارد.

 

امام خمینی(ره) معمار و معیار انقلاب اسلامی است که ما باید ببینیم هر جایی که نیاز به شاقول و ترازی در صحت یا عدم صحت مسئولان نظام اسلامی، مکتب فکری و گفتمان انقلاب اسلامی داشته باشیم، اندیشه امامین انقلاب اسلامی در پیش روی ماست که رهبر معظم انقلاب اسلامی در این باره بارها گفته اند که راه و گفتار ما ادامه اندیشه های امام است.

 

اندیشه امام خمینی معیار صحت و عدم صحت رفتار ماست و ادامه دهندگی گفتمان انقلاب اسلامی را نشان می دهد.

 

 

 

سؤال: جریان تحریف اندیشه های امام خمینی(ره) از چه زمانی آغاز شد؟

 

متأسفانه اندیشه های امام خمینی(ره) از زمان حیات حضرت امام مورد تحریف قرار گرفت و بعد از ایشان هم تحریف جدی تر شد. امام درپایان وصیت نامه خود این موضوع را بیان می دارد و تحریف خود را پیش بینی کرده است.

 

این جریان از زمان حیات حضرت امام و بعد از ارتحال ایشان اینگونه تحریف می کردند که امام تفسیر درستی از جمهوریت نداشت و ما بودیم که در پاریس، به عنوان مترجمان امام، این مسائل را به ایشان می آموختیم. تحریف های بسیاری در بخش های مختلف از امام مطرح شد. از این جهت مقام معظم رهبری همواره به ویژه در سالگرد ارتحال حضرت امام که در مرقد امام برگزار می شود، مستقیم و غیر مستقیم اندیشه های امام و خطر تحریف اندیشه های امام را مطرح می کند.

 

سؤال: اهمیت اندیشه امام خمینی(ره) در چیست؟ چرا مخالفان انقلاب در این عرصه سرمایه گذاری می کنند؟

 

تاریخ تفکر و اندیشه ما کم ندیده عالمان بزرگی که انصافا هم بزرگ بودند و در عرصه های مختلف خوش درخشیدند. این ها فیلسوفان، متکلمان، فقیهان، عارفانو… بودند و شاید در حیطه فکری خود از جهاتی از امام سرآمد بودند، ولی امام خمینی(ره) جامعیتی داشتند که ویژگی ایشان بود و عالمان دیگر از آن بی بهره بودند. شخصیت جامعی که در عرصه سیاست، اجتماع، حاکمیت، فقه، کلام، فلسفه و… در بقیه بزرگان تاریخ وجود نداشت.

 

دوم این که امام این جامعیت فکر و اندیشه و معارف خود را در مرحله عمل توانست در قالب یک نظام اسلامی و حکومت اسلامی تحقق بخشد.

 

سوم این که حضرت امام(ره) توانست این نظام را مدیریت و رهبری کند. یعنی امام موفق شد بر اساس مؤلفه ها و هویتی که در تفکر خودش وجود داشت و برخاسته از تفکر اسلام ناب و معارف اهل بیت بود، جمع کرده و از دل آن نظام و سازمان و ساختاری تشکیل دهد و خودش این نظام را به مدت ده سال مدیریت کند.

 

 

 

سؤال: اندیشه های فکری امام(ره) چه بود و از کجا بر می خاست؟

 

اندیشه امام مجموعه نظام یافته و سازمان یافته جامعی است که برخاسته از قرآن، معارف اهل بیت و میراث فکری و معرفی تشیع در تاریخ بوده است.

 

امام این ویژگی را از لطف الهی و اقبال و همراهی مردم داشت که توانست این اندیشه که برگرفته از قرآن و معارف اهل بیت بود را تحقق بخشید. امام اندیشه و حرف های جدیدی از خودش نیاورد، بلکه اینها تراث و میراث هویت تاریخی تشیع است.

 

زمانه به لطف الهی و اقبال مردم برای امام جنبه ای ایجاد کرد که توانست اندیشه های خود را در قالب عمل نشان دهد. اگر این شرایط برای آیت الله بروجردی، مرحوم شیخ عبد الکریم حائری و دیگر علما هم فراهم می شد، این کار را می کردند؛ به تعبیر دقیق تر موظف به این کار بودند.

 

وقتی می گوییم انقلاب اسلامی محصول اندیشه امام خمینی(ره) است و از گفتمان امام سخن می گوییم، حرف جدیدی نمی زنیم؛ بلکه این اندیشه و گفتمان، همان گفتمان اسلام و مکتب اهل بیت(ع) است. این تفکر و اندیشه ای است که در طول تاریخ وجود داشته و وجود دارد و امام توانست این را در قالب یک محصول نظام یافته و سازمان یافته در گفتمان و اندیشه و معارف فکری و معرفتی در بیاورد.

 

با توجه به چنین جایگاهی در اندیشه امام خمینی(ره)، بحث خطر تحریف اهمیت زیادی پیدا می کند. تحریف در همه دوران بوده و هست و خواهد بود؛ به این معنی که در دوران پیامبران الهی، ائمه اطهار و علمای اسلام تحریف بوده ولی گاهی این تحریف سازمان یافته بوده است تا نظام فکری و معرفتی بهم بخورد.

 

درباره شخصیتی مثل امام اصل بر این بوده که مورد تحریم قرار گیرد، البته این مسئله در تاریخ وجود داشت و همواره اندیشه بزرگانی که قابلیت تغییر و تحول در جامعه و تعالی جامعه به طرف ارزش های الهی داشتند، مورد تحریم قرار می گیرند. اگر این جریان تحریم نتوانست به نتیجه خود برسد یا در این مسیر توفیقی به دست نیاورد، دست به تحریف خواهد زد که این اندیشه به تمامی مطرح نشوند یا این که بازتولید جدیدی از آن مطرح شود.

 

برای مثال، روحیه اصلی و سیره جاری امام خمینی استکبار ستیزی بود. وقتی صحیفه امام را مطالعه می کنید کمتر مشاهده می کنید که امام مقابله با امریکا به عنوان شیطان بزرگ را مطرح نکرده باشد. این اندیشه امام بود ولی در این میان عده ای می خواهند به دلایلی مبازره امام با امریکا و استکبار ستیزی ایشان را به تحریف بکشانند.

 

یکی از ویژگی های امام خمینی و علمای اسلامی ساده زیستی و نشست و برخاست با فقرا و مستضعفان بود، ولی تحریف می خواهد تفسیری با شکل رفاه طلبگی در اندیشه امام مطرح نمایند یا این که از امامی که اندیشه اش مقاومت و جهاد و شهادت است، تفسیر لیبرالی ترویج نمایند.

 

تحریف در اندیشه امام بوده و هست و وظیفه جریان انقلابی و دلسوزان انقلاب اسلامی و محبان انقلاب و امام صیانت و پاسداشت از اندیشه های امام خمینی(ره) است.

 

 

 

سؤال: در چنین شرایطی ملاک و معیار ما در تقابل با جریان تحریف چیست؟

 

امام خمینی در وصیت نامه الهی سیاسی خود تأکید می کنند که آنچه از من بیان می شود، یا در آثار من هست، یا در گفتار من هست که اینها موجود است. یعنی مجموعه صوت ایشان که در قالب کتاب صحیفه امام توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام وجود دارد، مبین اندیشه امام است ولی این که تحت عنوان گفتار شفاهی یا نقل قول هایی از امام مباحثی مطرح شود، معلوم نیست درست باشد یا غلط؛ لذا ملاک مقابله با تحریف امام، وجود آثار امام است.

 

البته باید این را هم اضافه کرد که تفسیر امام را باید در گفتار امام بعدی دید. رهبری تعمد دارند که در این دوران بعد از امام مفسر گفتمان و اندیشه امام است و در مناسبت های مختلف آن را بیان می کنند و لذا جریان گفتمان اسلامی باید مراقب تحریف اندیشه های امام باشد و با جریان هایی که به اشکال مختلف به ویژه سازمان یافته به دنبال تحریف اندیشه های امام هستند، مقابله کنند.

 

سؤال: مهم ترین جریان هایی که به دنبال تحریف اندیشه ها و افکار امام خمینی(ره) هستند را معرفی کنید. به عبارتی دیگر چه گروه هایی از تحریف اندیشه های امام منتفع می شوند؟

 

جریان های مختلفی در تحریف تفکر و اندیشه امام از کتاب کشف اسرار تا تدوین کتاب بیع و کتاب ولایت فقیه و آغاز نهضت انقلاب اسلامی و حضور امام در ترکیه، پاریس و ایران، با امام در افتادند. امام برخی از اینها را به تصریح نام می برد.

 

امام می گوید روزی در مدرسه فیضیه فرزندم مصطفی از کوزه ای آب نوشید. کوزه را آب کشیدند، چراکه من فلسفه می گفتنم. امام تصریح می کند که مخالفان او چه کسانی بودند. وقتی امام دارد ملاک اسلام ناب محمدی را مطرح می کند و در مقابل اسلام امریکایی و مؤلفه های اسلام امریکایی و اسلام زر و زور و اسلام سلطه و اشرافیت را مطرح می کند، طبیعتا مخالفان را زیاد می کند.

 

برخی از این جریان ها را می توان این گونه برشمرد:

 

نخست، جریاناتی که به دنبال تفسیر التقاطی از اسلام و به تبع آن بود. این ها قالب هایی زیادی داشتند از نهضت آزادی گرفته تا گروهک فرقان، سازمان مجاهدین خلق و… . در مقابل این جریان التقاطی که از طیف وسیعی از جریانات روشن فکری غرب گرا نشأت گرفته بود، جریان متحجری که به ظاهر متقابل با جریانات روشن فکری غرب گرا بودند که خون به دل امام کردند. این جریان در قالب های مختلفی مانند ولایتی های بی ولایت، انجمن حجتیه و… بودند که به تعبیر شهید مطهری دو لبه یک قیچی هستند. این ها به دنبال تحریف امام بودند و هستند.

 

جریان سوم که متأسفانه در دهه دوم و سوم و حتی چهارم انقلاب شدت یافت، جریانی بود که تحت عنوان اسلام رحمانی مطرح می شد. این که اسلام را طوری مطرح کنیم که همه خوششان بیاید. اسلامی که تنها از دلش لبخند و خنده باشد و قهر و خشونت، جهاد، شهادت و… دیده نشود.

 

اسلامی بدون جهاد و شهید و مقاومت و مبارزه با استکبار؛ این که صرفاً باید مذاکره کرد و یا هر کسی می توان مذاکره نمود. این که امام حسین علیه السلام هم برای مذاکره رفته بود و اشتباها کشته شد! این که فقط جلوه جمال الهی و رحمانیت الهی را مطرح می کنند در حالی که خداوند قهار هم هست، قادر هم هست، سریع العقاب هم هست. قرآن فقط رحمانیت و خنده نیست. اسلام در کنار رحمانیت جلوه جلال هم دارد، جنگ و جهاد و شهادت و مقاومت دارد. این جریان می خواهد اسلامی مانند اسلام ترکیه و برخی چهره های اهل سنت امروزی را مطرح کند؛ متأسفانه در میان برخی اقشار مذهبی نیز چنین تفکری دیده می شود در حالی که اسلام هم رحمانیت دارد و هم جهاد و شهادت.

 

امام وقتی رسید به آنجایی که حکم ارتداد سلمان رشدی را اعلام کند، زد زیر میز همه روابط دیپلماسی. برخی ناراحت شدند که تازه جنگ تمام شده و ما با اروپا و سایر کشورها ارتباط برقرار کردیم و… . این حکم نشان داد که اسلام فقط گفت و گو نیست، یک جاهایی هم دین اسلام، دین مقاومت و جهاد هست.

 

متأسفانه برخی بر خلاف قرآن، با کفار لبخند می زنند، با مؤمنان با خشم و عتاب و غضب حرف می زدند. این افراد در قالب تسامح و تساهل افرادی را در رأس مدیریت نظام قرار دادند که الآن در آن سوی مرزها به صورت تمام قد در برابر اسلام و ایران قرار گرفته اند.

 

جریان دیگری که در این عرصه فعال است، در ادبیات سیاسی به غلط به جریان اصلاحات و اصلاح طلبان معرفی شده است. اصل اصلاحات صحیح بود که با مبانی فکری و معرفتی درست در کشور بودند ولی از دل این جریان عده ای سوء استفاده کردند. این جریان انحرافی اصلاحات به نام امام رفتند با دشمنان امام و نهضت آزادی مذاکره کردند. معنا ندارد که این طرف بیایید گفتمان و خط و اندیشه امام داشته باشید و از سوی دیگر با دشمنان اسلام و مخالفان امام بنشینید و گفت و گو کنید. گفتمان امام و منتظری در پایان عمر مبارک امام خمینی به تقابل رسیده بود تا آنجایی که امام در پیام خود به مهاجران و نشست فرماندهان سپاه می فرماید من از تحلیل های غلط این ایام از مردم معذرت می خواهم. همه می دانستند که گفتمان مرحوم منتظری است که تحلیل های اشتباه می کند و موجب می شو دامام ناراحت شود. امام در این نامه بیان می دارد که ممکن است که بگویند جنگ ما اشتباه بود، جنگ بین فقر و غنا اشتباه بود، حمایت ما از عدالت و عدالت خواهان اشتباه بود. این جریان گرایش در نهضت آزادی و یا در جریان مرحوم منتظری و قصه تلخ منتظری داشت که تحت ادعای اصلاحات رفتند و در حسینیه جماران با آنها نشست برگزار کردند.

 

امام در این نامه قسم می خورد که والله من به آقای بنی صدر رأی ندادم، من با نخست وزیری آقای بازرگان موافق نبودم، من با قائم مقامی آقای منتظری موافق نبودم. ما می بینیم که بعد از امام این تفکر و اندیشه شدت می یابد که جریان های مطرود امام هستند.

 

 

 

سؤال: دلایلی که موجب می شود افرادی در شناخت افکار و اندیشه های امام خمینی(ره) به انحراف روند، چیست؟

 

نقطه مشترک این جریانات بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور، سلطنت طلب ها و.. هستند، این است که اندیشه امام تحریف یابد و ملاک و معیار و تراز انقلاب اسلامی مورد تردید قرار گیرد. امروز به تعبیر مقام معظم رهبری در تهاجم ادراکی و جنگ ادراکی قرار داریم و در این جنگ و تهاجم ادراکی بهترین راه این است که اندیشه و افکار معمار انقلاب مورد تردید قرار گیرد. اگر این اندیشه مورد تردید قرار گیرد، جایگاه خود را از دست خواهد داد. شاید علت تحریف امام در چند امر باشد.

 

نخست، عدم فهم امام و اندیشه امام است. کسی که اندیشه امام را با نگاه به تحریف مطرح می کند، می شود به قطعیت گفت که یک بار صحیفه امام و کتاب ولایت فقیه امام را نخوانده است. مثلا می گویند که امام در آغاز نهضت به اندیشه مشروطه و اصلاح قائل بود ولی هرچه جلوتر آمد، قائل به تغییر شد. از این بحث به تطور در اندیشه امام یاد می کنند. در حالی که اگر کسی کتاب و آثار و اندیشه امام را ببیند، ملاحظه می کند که همیشه این اندیشه ثابت بود و دچار تطور و تغییر نشد. البته تغییر به واسطه اقتضاء زمان و مکان وجود دارد ولی تغییر در اصول نیست.

 

امام علی که اهل جهاد است، ولی شرایط حکمیت را قبول می کند. امام حسن که اهل جهاد است و ۱۲ هزار نیرو برای مقابله با معاویه جمع می کند، ولی شرایط به گونه ای می شود که صلح را می پذیرد. امام خمینی چند روز قبل از پذیرش قطعنامه در برابر کسانی که می گفتند جنگ جنگ تا پیروزی، گفتند جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم. همین امام یک هفته یا ده روز بعد قطعنامه را می پذیرد. چرا؟ شرایط و موانع و محدودیت ها سبب می شود که جام زهر را بنوشد.

 

دلیل دیگر، عدم فهم جامعیت امام در مسیر تحریف اندیشه ایشان است. امام علی که این همه دلاور و جهادگر بود، ایشان در عرصه عبادت و نگاه به محرومان و فقرا و نیازمندان آن روحیه را داشت. امامی که حکم اعدام سلمان رشدی را می دهد و فرماندهی جنگ را بر عهده دارد، وقتی خانواده شهدا را که چند شهید داشتند، می دیدند، گریه می کردند. این نشان از عطوفت و مهربانی امام بود. اگر جامعیت امام را فراموش کنیم، گرفتار تحریف اندیشه امام می شویم.

 

عدم فهم عملکرد امام هم عامل دیگر در این عرصه است. امام بعد از انقلاب اسلامی، شورای نگهبان را بالاتر از مجلس قرار داد که قوانین مصوب خلاف با قانون و شرع نباشد. یک جایی امام خمینی مجمع تشخیص مصلحت نظام را هم تشکیل داد.

 

در مواقعی امام قائل به تغییر و تحول در جامعه بود. البته ثابتات مسلم و اصل شریعت است از جمله اصل حفظ نظام اسلامی، حرمت اختلال در نظام است که امام بر آنها تأکید دارد. اما در مسائل مستحدثه امام نام می برد که مسائل و نیازهای جامعه حاکمیت و حکومت است. در اندیشه امام فقه فلسفه عملی حاکمیت و حکومت و پاسخ گوی به نیازهای انسان از گهواره تا گور است که البته این نیازها مقتضیاتی دارد. مثلا امام مثال می زند.، کنترل جمعیت، مالیات، امور بیمه، تأمین اجتماعی، نظام پولی، هنر، مجسمه سازی، شطرنج، خرید و فروش خون، قیمت گذاری، احکام جنگ و صلح و… نام می برد که ممکن است گرفتار مصلحت شوند، تا جایی که حکم و دلایل احکام حکومتی و احکام ثانوی به خاطر مصلحتی یا به خاطر مفسدتی مدتی اجرا نشود.

 

شما حق قیمت گذاری ندارید، بازار مسلمانان قیمت را تعیین می کند؛ عرضه، توزیع، تقاضا و… ؛ آیا حکومت اسلامی می تواند قیمت گذاری کند، بله در جایی که نیاز باشد می تواند دست به قیمت گذاری بزند. امام در نامه ای به شورای نگهبان بیان می دارد که احکام حکومتی ممکن است شامل این ها شود.

 

تعبیر امام این است که فقه جواهری با توجه به عنصر مقتضیات زمان و مکان همراه است، لذا اجتهادی که در فقه شیعه است و در اندیشه امام وجود دارد، تحت عنوان مسائل مستحدثه برای حکومت اسلامی می توان داشت و ثابتات و متغیرات در اندیشه امام و رهبری می تواند وجود داشته باشد.

 

سؤال: اگر تحریف به وجود آید، چه خطرهایی اسلام، نظام و مردم را تهدید می کند؟

 

وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد، امام جمله جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد را مطرح کردند، این مسئله نشان می دهد نظام اسلامی ما نظامی است از ترکیب جمهوریت و اسلامیت تشکیل شده است.

 

متأسفانه اندیشه مشروعیت حکومت اسلامی مورد سؤال قرار می‌گیرد، که مثلا ولایت فقیه را امام از خود ساخته است یا اینکه ولایت فقیه هویتی در تعالیم شیعی ندارد. یا تشکیل حکومت و اهتزاز عَلمی که در دوران غیبت برخیزد، علم کفر است. در حالی که کتاب ولی فقیه امام را ببینید؛ امام برای اثبات ولی فقیه ادله قرآنی، روایی وعقلی می آورد. تعبیر امام این است که احکام سیاسات و مالیات جز با تشکیل حکومت امکان ندارد.

 

پس تحریف در مشروعیت حکومت اسلامی یکی از بزرگترین تحریف هاست. در حالی که مشروعیت نظام اسلامی در تفکر امام و اندیشه رهبری و مراجع تقلید این است که اصل اسلام همراهی سیاست و دیانت است و این سیاست در خدمت دیانت است و وظیفه دیانت خدمت به سیاست اسلامی است ولی حاکمیت ولایت فقیهان را تا کنون نداشتیم. البته حکومت هایی با ظاهر اسلامی در میان اهل سنت و شیعیان وجود داشت ولی در حاکمیت ولایت فقیه نبود، مانند آل بویه، زیدی ها، اسماعیلیه، صفویان و…، چراکه زمینه های تحقق این حکومت ها نبود و یا مردم همراهی نکردند.

 

به همان اندازه که مشروعیت حکومت اسلامی مورد تحریف است، جمهوریت نظام هم در معرض تحریف قرار دارد. وقتی امام خمینی بر جمهوریت حکومت تأکید کرد، بدون یک کلمه کمتر و بیشتر، عده ای اعتراض کردند که جمهوریت دموکراتیک ایران، جمهوری دموکراتیک مردمی و… . امام فرمود میزان رأی مردم است. ملاک و میزان رأی مردم است، در حالی که بخشی به بهانه های مختلف با رأی مردم همراهی نمی کنند. رأی مردم مقبولیت نظام سیاسی است؛ مشروعیت را از خدا گرفته، ولی مقبولیت نظام سیاسی را از مردم گرفته ایم. مقبولیت به همراهی مردم است. به تعبیر رهبری مردم سالاری دینی است. اگر صندوق های رأی و رأی مردم نباشد، نوعی دیکتاتوری حاکم می شود. امام همانطور که بر مشروعیت نظام یعنی شورای نگهبان تأکید می کند بر جمهوریت نظام سیاسی و مقبولیت مردم هم تأکید می کند.

 

اشاره دیگری کنم به تغییر در تحریف در اندیشه امام، که تقلیل امام به رفتارها و سیره شخصی امام است. بله هر انسانی سیره شخصی دارد ولی سیره اجتماعی امام چه بود؟ جریان انحراف سیره فردی امام را برجسته می کنند، ولی سیره اجتماعی امام را برجسته نمی کنند.

 

امام به عنوان حاکم اسلامی از سیره اجتماعی برخوردار است که در مقابل رفتار مردم معنا می یابد. نکته مهمی است که سیره اجتماعی امام مطرح شود و بر این اساس به سیره اجتماعی و جامعیت امام و اندیشه امام برسیم.

 

یکی از تحریف هایی که نسبت به امام می شود، مقابله با اندیشه استکبار ستیزی امام است. امام معتقد بود و همواره استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی را مطرح می کرد. اینکه ما با شرق به عنوان تسلط شرق مقابله کنیم و یا با غرب به عنوان تسلط غرب مقابله کنیم جزو اندیشه امام خمینی(ره) است. این تفکر اندیشه استکبار ستیزی امام و مقابله با استکبار بارها مورد تحریف قرار گرفته است.

 

 

 

سؤال: اصول ثابت و متغیرات در اندیشه امام در چه اموری دیده می شود؟

 

اصل اسلام، تعالیم سیره نبوی، قرآن، تشیع، روایات، فقه، حاکمیت فقیه و جامعیت اسلام، اصل حاکمیت ولایت فقیه، اصل استقلال و آزادی و عدالت خواهی و اصل عزت و حمایت از محرومان و وحدت جامعه، اصل حرمت در اختلال در نظام اسلامی این ها ثابت است. اگر ما این اصول را تحلیل کنیم، متوجه می شویم که کجاها اندیشه های امام تحریف شده است. نکته مهم این است که راه مقابله با تحریف اندیشه های امام جهاد تبیین و بازگشت به اندیشه های امام و بازخوانی اندیشه های امام است.

 

گلایه ای از آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی و حوزه این است که اندیشه های امام امروزه در کتاب ها کم مطرح می شود. اگر نسل امروز ما که امام و انقلاب و نظام ستمشاهی را ندیده است و جنگ و جهاد و امام را ندیدند، که در دهه هفتاد یا هشتاد یا نود هستند، چطور باید اندیشه های امام را به آنها منتقل کنیم. این نسل در آموزش و پرورش و دانشگاه ها و حوزه های علمیه است که باید فکر شود که در ترویج و بازخوانی اندیشه های امام در قالب کتب و مقالات و پایان نامه ها و… دنبال شود.

 

از مؤسسه تنظیم نشر امام می خواهیم راهکار گسترش اندیشه های امام در کتب و متون درسی دنبال شود. اگر کسی اندیشه های ثابت امام را بداند و بفهمند، می تواند با تحریف اندیشه امام مقابله کند.

 

مقام معظم رهبری بر بازخوانی و تبیین و تکرار اصول تفکر و اندیشه های امام خمینی(ره) تأکید دارند. حضرت آقا در سخنرانی های خود در مرقد امام تأکید دارند به تبیین شاخصه های اصلی گفتمان امام، تبیین جهان بینی الهی و توحیدی، اندیشه جهاد و مقاومت و ایثارو شهادت و… .

 

فقه سنتی و جواهری همراه با فقه پویا، طرح اسلام ناب محمدی در مقابل اسلام امریکایی، تأکید بر مردم و نقش مردم و مردم سالاری دینی، استکبار ستیزی و مقابله با شیطان بزرگ، استقلال خواهی و تأکید بر ما می توانیم و اندیشه دفاع از آزادگان و مستضعفان و محرومان و اصل وحدت ملی و امت واحده اسلامی در اندیشه مقام معظم رهبری از اصول ثابت در گفتمان امام است.

 

سؤال: انحراف دیگری که وجود دارد، درباره موضع حضرت امام در موضوع انتشار انقلاب اسلامی به سراسر جهان و یا موضع گیری ایشان نسبت به استکبار جهانی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و حمایت از کشورهای مظلوم جهان از جمله فلسطین و… است. این جریان ها دنبال چه چیزی هستند

 

جریان هایی که دنبال تحریم و تحریف امام هستند، عده ای اپوزیسیون ضد انقلاب ضربه خورده از امام و انقلاب هستند که متعلق به نظام ستم شاهی تا شبکه های امریکایی و انگلیسی و… هستند. باید توجه داشت که امام با این اندیشه چه کرد؟ مشکلات هست، سختی ها بود، هست و خواهد بود. اینکه روزی را پیش بینی کنیم که مثلا هیچ مشکلی نداریم و رفاه و اشرافیت است و تجمل و…، این فکر اشتباهی است و امکان هم ندارد، تا روزی که بوده و هست، جنگ حق با باطل و فقر با غنا وجود داشته است.

 

دشمن به ما امنیت و رفاه نخواهد داد، اندیشه مقاومت سختی ها دارد اما شیرینی های بسیاری دارد. اندیشه سازش ممکن است در ابتدا شیرینی هایی داشته باشد، ولی تحقیرها و تلخی های زیادی دارد.

 

ترکیه و مصر و یا دیگر کشورها که امام خمینی نداشتند و مشکلات اقتصادی زیادی دارند. عربستان سعودی که گاو شیرده امریکا است، چرا امروز گرفتار بحران اقتصادی و سیاسی است؟ رابطه با امریکا مشکلات عربستان، برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس و… را حل کرده است؟

 

آیا اگر ما با امریکا آشتی کردیم، مشکلات اقتصادی ما حل می شود؟ آیا در نظام سیاسی گذشته وضعیت اقتصادی خوبی داشتیم، در حالی که امکانات فقط در مراکز استان ها دیده می شدند، با آنکه ۷۰ درصد مردم ایران روستایی بودند و از امکانات اولیه دور بودند . امروز در جامعه ای هستیم که ۷۵ درصد شهرنشین هستند. تحلیل اقتصادی از شرایط به ضرر این تفکرات است. البته دستاوردهای جمهوری اسلامی از نظر اقتصادی قابل مقایسه با گذشته نیست. این همه جاده سازی، تکنولوژی، خدمات رفاهی و… . البته انقلاب برای دستاوردهای اقتصادی نبود و معنویت و اخلاق محور اصلی انقلاب بود.

 

امروز در عرصه صنعت، هوافضا و… دستاوردهای زیادی داریم که نیاز به تبیین دارد. جریان رقیب می گوید که شما مقاومت کردید و با امریکا در افتادید و این شد نتیجه. البته کار دشمن سیاه نمایی است و نمی گذارد شما به دستاوردهای خود فکر کنید. امروز خاورمیانه که از نظر سیاسی و ژئوپلوتیک قلب جهان نامیده می شود، محلی برای قدرت گرفتن ایران شده و امریکا دارد از این منطقه خارج می شود.

 

 

 

امام انقلاب کرد و سفارت امریکا را از کشور خارج کرد. با حزب بعث جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشتیم و امروز به لبنان، سوریه، عراق، نیجریه و… نفوذ کرد و جریان مقاومت در آنجا شکل گرفت. اندیشه جمهوری اسلامی جدای از اندیشه دین و آرمانی شیعی، اندیشه جهانی است که مدافع محرومان و عدالت خواهان می باشد.

 

امریکا می آید و کشوری را تحریم می کند، ایران می رود و در آنجا کارخانجات تأسیس می کند. امروز قدرت و اقتدار داریم. در زمانی محتاج سیم خاردار برای جلوگیری از ورود رژیم بعثی بودیم، ولی امروز در عرصه موشک و پهپاد صادرات می کنیم و همچنین در عرصه پزشکی و صنایع نانو و فناوری حرف های زیادی در جان داریم.

 

سؤال: در پایان اگر نکته ای باقی مانده، بفرمایید.

 

هر گونه انحراف از گفتمان انقلاب اسلامی احتیاج به صیانت دارد. اگر این انحراف در مسئولان باشد، به تعبیر رهبری استحاله روی می دهد و مسئولان از اندیشه امام و انقلاب فاصله می گیرند و اگر مسئولان روز به روز از گفتمان امام و رهبری دور شوند، بعد از مدتی انقلاب و گفتمان انقلاب از ارزش های امام و رهبری تهی می شود. وظیفه ماست که از این گفتمان صیانت کنیم.

  • نویسنده : سعادت کاظمی